انجمن کوه نوردان ایران دفتر نمایندگی قائمشهر

Qa'emshahr Alpine Club

سخنرانی دکتر صفائیان دردانشگاه کشاورزی بمناسبت هفته درختکاری 19 اسفند

دکتر صفائیان / هفته درختکاری 19 اسفند

تو را چه سود / از باغ و درخت
/ که با یاس ها / به داس سخن گفته ای
آنجا که قدم بر نهاده باشی
گیاه از رستن تن می زند/// چرا که تقوای اب و خاک را // هرگز باور نداشتی

با سلام و اظهار قدردانی از فرصت داده شده و با تشکر از دوستانی که این جایگاه را بمن سپرده اند
خواسته شد در مورد منابع طبیعی صحبت کنم،
متاسفم که رسم سنتی تبریک گویی بمناسبت جشن منابع طبیعی را ضروری نمی بینم.
سخنانم را در 3 عنوان زیر به اختصار خواهم گفت ؛ امید است کاستی های صحبت و اشتباهات را صاحبنظران ندیده بگیرند.
1- چرا تخریب و نابودی منابع طبیعی ناگهان پدیدار و روز به روز نمایان تر می شود
/ مقصریا مقصران کیستند؟
2- به راستی منابع طبیعی چیست؟
3- و هشدارهایی برای مشکلات پیش رو
اکولوژیست ها می گویند اکوسیستم ها خود نظم و خود نگهدار هستند. و در اثر هر گونه دستکاری در آنها که به آن ساده کردن اکوسیستم می گویند. اکوسیستمها نخست مدارا و تحمل کرده، ناگهان از خود واکنش نشان می دهند. اغلب اوقات این واکنش ها غیر قابل جبران است، نمونه هایی از آن که این روزها شاهد شان هستیم فراوان است، مانند / خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب شادگان، دریاچه پریشان، هامون پوزک، تالاب گاو خونی، خشک شدن رودخانه ها، خشک شدن درختان و درختچه های جنگلها، شور شدن آبها، بروز سیل و سیلاب بخاطر تخریب جنگل و مرتع و… بدتر ازهمه کم آبی و آلودگی آب و هوا، ریز گردهای اهواز و مثال های فراوان دیگر که همگی شما از آنها آگاه هستید.
کافی است نظری به روزنامه ها بیاندازید و یا سری به طبیعت بزنید، من به عنوان یک مدرس اکولوژی دانشگاهی، با نزدیک به 50 سال کار در رشته منابع طبیعی از این اتفاقات بسیار دلتنگ و حتی شرمنده ام، براستی چه اتفاقی افتاده است ؟؟
آیا در تدریس و تحقیق ما مشکلاتی وجود داشته است، اگر مهندسین و دکترهای سد ساز، جاده ساز، کشاورزی، منابع طبیعی، مرتعدار، جنگلدار،….. تفکرات و دانش شان حاصل آموزش های ما باشد، وای برما، که بسیار باعث شرمندگی است، و اگر چنین باشد
نیاز به عذر خواهی از تمام ملت را ایران دارد.
براستی مقصر کیست؟
تازه بعد از اینهمه فاجعه های اکولوژیک که در اثر اجرای پروژه های غیر کارشناسانه رخ داده و – عواقب بد آنها روز بروز در حال ظاهر شدن است،
چگونه می شود زمزمه و پیشنهاد پروژه های خطرآفرین دیگری، مثل انتقال آب دریای خزر به کویر، ارتباط دریای خزر به خلیج فارس، دستکاری در ذخیره گاهای بیوسفر، واگذاری، جاده سازی و تغییر کاربری در جنگلها و مراتع و انجام کارهای غیر کارشناسانه دیگر را شاهد بود.
براستی آیا طرح دهندگان انتقال آب دریای خزر به کویر در کدامین دانشگاه تحصیل و کدام استاد بوم شناس به آنها اکولوژی را آموخته است. آیا آنها از سر انجام بزرگترین رودخانه دست ساخت بشر که بمدت هفت سال زیر فشار سرهنگ معمر قذافی انجام شده و یا از خشک شدن دریاچه آرال ( خوارزم سابق) در همسایگی دریای خزر ،که بخاطر انتقال آب سیحون و جیحون به کویر قره قوم توسط حکومت شوروی سابق، برای کشاورزی، خشک شده است بی خبرند.
آیا می دانند که بعد از چندین سال دریاچه آرال خشک و حالا بجای ماهی در آن شتر چرا می کند .
آیا می دانندکه از مردمان قره قوم بخاطر سرطان و یرقان اثری نیست ، و قرقوم چرنویل دوم لقب گرفته است! آیا آنها واقعا نمی دانسته اند که سد سازی سالیان دراز است که مردود شناخته شده است، آیا از داستان سد 19 طبقه اسوان در مصر بی اطلاع بوده اند،
وای بحال ما دانشگاهیان اگر این بد آموزی ها به مهندسین، دکتر ها، مسئولین دستگاهای دولتی و غیر دولتی ، از نتایج تدریس و آموزش های دانشگاه های ما باشد ، اگر اینگونه باشد ما چگونه می توانیم در برابر آیندگان جوابگو باشیم؟
می گویند و راست هم می گویند کشور نیاز به توسعه دارد، کاملا درست است، اما متاسفانه اصول توسعه پایدار آنگونه که باید برای آنهاتعریف نشده است، شما می دانید هر توسعه ای بایستی پایدار و آینده نگر باشد. تا مفید واقع شود، توسعه پایدار همانند یک صندلی است با چهار پایه. اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی
– اگر هر کدام از این پایه ها درازتر یا کوتاه تر باشد یا از یک جنس نباشند، این صندلی پایدار نخواهد ماند.. در اغلب پروژه ها ی انجام شده یا پیشنهادی و در دست اجرا بیشتر به پایه اقتصادی، یا اجتماعی انها . و هراز گاهی و بندرت به پایه فرهنگی اندیشه شده است. ولی پایه محیط زیستی همیشه بصورت یک دکور و فقط روی کاغذ بوده است. همین بی توجهی به پایه زیست محیطی شاید یکی از دلایل عمده بروز اینهمه فاجعه های اکولوژیک در ایران باشد. و بدتر اینکه این روزها علیرغم پیدایش اینهمه نابسامانی های زیست محیطی در اندیشه براندازی سازمان حفاطت محیط زیست برآمده اند. که خود تایید ای ست بر نکته بالا !.
– 2- براستی منابع طبیعی چیست؟
هنوز خیلی ها با تفکر سنتی منابع طبیعی را فقط جنگل ، مرتع، دریا و آبزیان و می دانند .چند روز پیش نیز در نشست دانشجویی حرفهای زیر بیان شد ، بدلیل اهمیت ضرورت شناخت منابع طبیعی مخصوصا در هفته منابع طبیعی ، با پوزش مجدا بازگو می شود:
درتعریف منبع در کتاب ها آمده است منبع یک چیز فایده آور است. پس با این تعریف منابع طبیعی چیز های طبیعی فایده آور هستند
آن را به دو گروه تقسیم کرده اند—منابع طبیعی تجدید نا پذیر ، مثل کانی های فلزی و غیر فلزی که از تخصص ما در این نشست، خارج است و منابع طبیعی تجدید پذیر که در تخصص کاری ماست.. منابع طبیعی تجدید شونده فقط جنگل و مرتع نیست، حیات وحش، آب سالم ، هوای پاک، خاک حاصلخیزو… آنچه در طی این سال ها ناگفته مانده است، انسان را نیز شامل می شود.
انسان یک از منابع طبیعی تجدید شونده است. بیکار بودن فارغ التحصیلان متخصص ، جوانان، کارگران و بکار گرفته نشدن این همه نیروهایی که برای ساخت آنها از بودجه عمومی مصرف شده است ، از دست دادن و هدر رفتن منابع طبیعی است، بیابانها ، مراتع، اراضی کشاورزی به کار متعهدانه این منابع نیاز دارد. پر هزینه تر و گرانبهاتر از این منابع نیروهای متخصص ، پزشکان، نخبگان، المپیادی ها یی است که درراس هرم اکولوژیک با مصرف هزینه فراوان از بودجه عموم، قرار گرفته اند. این دسته از منابع طبیعی نیز بدلایلی فراوان از جمله کمبود امکانات تحقیقاتی و کارشایسته برای آنان ، از ایران رفته و یا در حال رفتن هستند . ایران با بالاترین رقم مهاجرت در جهان، بالا تری هزینه از دست دادن منابع طبیعی انسانی را بخود اختصاص داده است. رفع این فاجعه انسانی نیاز به بررسی فراوان و چاره جویی دارد. این منابع رایگان تحت عنوان آنتروپی مثبت، اکوسیستمهای جا افتاده را توانمند تر و با آنتروپی منفی اکوسیستم های مهاجر فرست را ضعیف تر می کند. بدینگونه است که در اصل مارگالف آمده است که: اکوسیستمهای بالغ یا جا افتاده اکوسیستمهای نا بالغ را استثمار یا بهره کشی می کنند. وما در زمینه بازنده هستیم!
3- هشدارهایی برای مشکلات پیش رو
کارشناسان، استادان دانشگاهها، اکولوژیست ها همه از سالهای بسیار دور در مورد هرکدام از فاجعه های اکولوژیک که این روزها اتفاق افتاده است فراوان هشدار داده اند. برای دریاچه ارومیه، تالاب های ایران، موضوع مصرف بیرویه آب، فرسایش خاک، مصرف خطر آفرین سم و کود، تخریب مراتع، جنگلها، ماهیان و حیات وحش و همچنین مشکلات پیش رو برای کشاورزی
از بیش از سی سال پیش مکتوب و غیر مکتوب حرفهایشان را زده اند، کسی به حرفهایشان گوش نداده است و این روزها که حال و روز محیط زیست از نظر جوابگویی به نیاز روز افزون جمعیت با مشکل روبروست، توصیه های قدیم دانشگاهیان را فراموش کرده انتظار دارند ، خرابکاری هایی که مثلا در بیش از 30 سال اتفاق افتاده است در مدتی کوتاه معالجه شود. و بدتر اینکه دست شان را برای کمک به سوی کارشناسان چینی و غیره دراز می کنند. و تاسف اور اینکه هم زمان خرابکاری ها در جا های دیگر همچنان ادامه دارد..
مخثصرا مشکلات پیش رو به عنوان وظیفه ای که برعهده ماست، جهت جلوگیری از فاجعه های اکولوژی و انسانی که در راه است یاد آوری می شود
1- بحران آب، بدلیل گرمتر شدن کره زمین و تغییراتی که در اقلیم رخ داده است، خشکسالی هایی در راه است. بحران آب جدی است، شیرین کردن آب و انتقال آن یک توهم است. شیرین کردن آب هر متر مکعب حد اقل 7000تومان هزینه دارد . انبوه نمکهای بجا مانده مشکل آفرین خواهد بود. این آب در کار کشاورزی اصلا جایگاهی نخواهد داشت.
شهرهای کویری ما خشک و خشک تر خواهد شد، منتظر پناهندگان زیستمحیطی از شهر های کویری مخصوصا سیستان و بلوچستان باشید. آنها بر جمعیت بیکار، ترافیک و سایر مشکلات شهری خواهند افزود.
هر کدام از ما روزانه 2000 لیتر آب مصرف داریم، تعجب نکنید برای خوردن شاید 4 لیتر کافی باشد ولی در صنعت، در کشاورزی،حمل و نقل، ساختمان و در همه فعالیت ها ی شهری سهمی از اب بحساب ماست .
— حالا فکر کنیم که هر سال حداقل یک میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده شود
یک میلیون * ضربدر 365* ضربدر 2000 لیتر آب بایستی تولید اضافه بر آنچه در این زمان داریم لازم است
و این در حالی است که ما مراتع و جنگل ها و تالاب هایمان را که منبع اصلی ذخیره سازی آبهای زیر زمینی برای زندگی و کشاورزی و رفاه انسان بوده است کاهش داده یا نابود کرده ایم . همین جمعیت به خانه، کارخانه، جاده، ویلا…..نیاز دارد که آنهم از تبدیل مرتع و جنگلها یا اراضی زراعتی بدست می آید با این حساب، مسئله عمده پیش رو مسئله آب است که قابل اغماض نبوده و بسیار چالش برانگیز خواهد بود.! یاد اوری می کنم ، بحران آب بحران غذا نیز هست زیرا کشاورزی به آب وابسته است
2- و اما غذا
هر انسان برای تغذیه به 4یا 5000 متر مربع زمین کشاورزی نیازمند است ، با تولد هر نوزاد یایستی 4000متر مربع به سطح زیر کشت مان اضافه شود. پس در هر سال بایستی
4000ضربدر یک میلیون به سطح زیر کشت مان بیفزاییم این می شود حد اقل 400000 هکتار
کارشناسان آبخیز داری و اکولوژیست ها می گویند در اثر فرسایش خاک و سیل و سیلاب هرساله حدود یک میلیون هکتار زمین حاصلخیز از دست می رود. و به احتمال برای خانه و نیازمندی های این جمعیت حتی اگر 200000هکتار زمین تغیر کاربری داده شود.. نتیجه اینکه نه تنها 400000 هکتار برای غذای جمعیت اختصاص نداده ایم بلکه یک میلیون و 400 هزار هکتار از سطح اراضی ما کاهش یافته است !،و از مشکلات تولید کشاورزی نیز همگان مطلع هستند.
در آخر صحبت اضافه کنم اگر فکر می شود که چاره کار طرح هایی توهم زا مثل شیرین کردن آبهای شور، انتقال آب و مهار کویر، ارتباط دریای خزر به خلیج فارس ، آوردن گونه های گیاهی و جانوری و یا رو آوردن به تکنولوژی های جدید است. به عنوان وصیت یک اکولوژیست برای آیندگان این یاداشتها را ثبت نمایید . ساده کردن و دستکاری در اکوسیستمهایی مورد مثال حرفهای گول زننده یا سراب های فریبنده ای بیش نیستند، ظاهرا ممکن است چند سالی بسیار خوب و با ظاهری موفق ظاهر شوند ولی پایدار نبوده عواقب آن ممکن است جبران ناپذیرباشد. با شعری از شاملو حرفهایم را مختصر می نمایم

با سپاس از توجه شما ..

زمین مرا، تو را و اجدادمان را/ باسخاوت
در سفره ای رنگین
میهمان کرده بود// و ما // همانگونه که شاملو سرود
اقیانوس را مصرف کردیم
هوا مصرف کردیم// اب را مصرف کردیم…
….
اینک / زمین مرا ، ترا و اجدادمان را
ببازی گرفته است.


   + وحید متانی ; ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()